فروشگاه اینترنتی *** ابتدا خرید کنید بعد از دریافت محصولات هزینه را در درب منزل به مامور اداره پست بپردازید
*****
***
چنانچه تمایل برای برخورداری از تخفیف ویژه از فروشگاه را دارید، بایستی مجموع خرید کالای شما ، بالای 12000 تومان باشد
یوسف پیامبر
سريال پرطرفدار يوسف پيامبر با درخشش مصطفي زماني و کتایون ریاحی
سريال يوسف پيامبر که چند وقت پیش از شبکه اول سیمای ایران پخش می شد و توانسته بود طرفداران زیادی را به سمت خود جذب کند و در چندین کشور خارجی نیز به نمایش گذاشته شد
جهت خرید پستی کافی است که بر دکمه ی خرید پستی در انتهای صفحه کلیک کنید و بعد از دریافت فیلم در درب منزل هزینه را به مامور پست بپردازید و هیچ گونه هزینه ای از شما قبل از دریافت فیلمها دریافت نخواهد شد
در دو عدد دی وی دی قابلیت پخش در دستگاههای خانگی و کامپیوتر
همه ما از دوران کودکي داستان حضرت يوسف (ع) را شنيده بوديم و بارها از حُسن يوسف (ع) و بي تابي پدرش در فراغ او خوانده بوديم تا اينکه سال گذشته سرگذشت اين پيامبر الهي در تلويزيون به تصوير کشيده شد. جذابيت اين أحسنالقصص قرآني باعث شد که سريال از همان ابتدا مورد توجه قرار گيرد اما چيزي که از همان شروع کار خود را نشان داد ريتم کُند و ملال انگيز سريال بود. قسمت ها پشت سر هم مي آمدند و مي رفتند و سريال داشت با همان سرعت لاک پشتي داستانش را تعريف مي کرد و اين گاهي واقعاً باعث خستگي بيننده مي شد. چيزي که شايد بزرگترين ضعف اين اثر بود و متأسفانه تا آخرين قسمت نيز ادامه يافت.
اما بگذاريد به طور مجزا به ابعاد گوناگون اين اثر بپردازيم:
شايد بهترين بخش از عملکرد سلحشور در اين پروژه انتخاب مصطفي زماني براي نقش يوسف پيامبر (ع) بود. بکري چهرة او و بازي قوي اين جوان گمنام تأثير بسزايي در موفقيت اين سريال داشت. در کنار او رياحي به خوبي توانسته بود از پسِ کاراکتر بسيار پيچيده و سخت زليخا – چه ابعاد شخصيتي و چه تغييرات جسمانيش – بربيايد. و شايد اصلاً اين دو نفر به تنهايي بارِ بازيگري اين اثر را به دوش مي کشيدند، چون به جز معدود بازيگراني – مثل پاک نيت در نقش يعقوب نبي (ع) – آن هم در پروژه اي با اين عظمت، بازيگر خوب و به نامي نداشت و گاهي اوقات بازيها تئاتري – مثل بازي بازيگر نقش لاوي – مي نمود. بازيگر کودکي يوسف نيز مي توانست هم زيباتر باشد و هم با استعدادتر. در زمينة انتخاب بازيگران کاهنان معبد نيز به نظر نوعي بدسليقهگي اتفاق افتاده بود. چون براي شخصيت هايي که نماد پليدي و فسادند از افرادي که احمق مي نماياندند و از قضا مانند تمام فيلم ها چاق بودند استفاده شده بود در صورتي که کارگردان بايد تمام سعي خود را براي زيرک و بدجنس نشان دادن آنها مي کرد. اما بازيگران بخش زندان خوب انتخاب شده بودند و بر خلاف هميشة سريالهاي ما اين بار سعي شده بود به اين نقش هاي حاشيه اي توجه بيشتري شود و بازيهاي بهتري گرفته شود. مهمترين چيزي که در يک اثر تاريخي مورد توجه قرار مي گيرد طراحي صحنه و لباس است. متأسفانه با تمام تلاشي که براي به رخ کشيدن دکور شده بود، دکور هيچ شکوهي نداشت. مقصودمان از شکوه، شکوه تاريخي است. چيزي که تماشاگر از ديدن آن حظ ببرد. فضاي شهرها غيرواقعي و تصنعي بود و ديوارهاي تميزشان را گويي تابحال هيچ جنبنده اي لمس نکرده بود!! چيز ديگري که به شدت نمایان بود آشفتگي در چهره پردازي و گريم بازيگران به خصوص يوسف (ع) بود. يعني انگار اصلاً توجهي به اين بخش کار نشده بود. مثلاً با گذشت زمان شخصيت ها نصفشان پير مي شدند و باقيشان همانطور باقي مي ماندند. يا گريم خود يوسف پيامبر (ع) که هر قسمت به گونه اي و به رنگي بود. و به هيچ وجه ترتيب زماني مقاطع مختلف سني ايشان رعايت نشده بود. مثلاً در يک قسمت تمام سکانس هايي را که يوسف در داخل قصر بود، موها و محاسنش رنگي بود و بلافاصله وقتي از در قصر خارج مي شد به ناگاه تمام موها و محاسنش مشکي مي شد .ضعف در طراحي صحنه در سکانس هايي مثل چاه تنهايي يوسف نيز وجود داشت و آن تخته سنگي که از 8 فرسخي داد مي زد من سنگ نيستم!! اما داستان اين پيامبر بزرگ الهي داراي نقاط عطفي است که کارگردان بايد هنرش را به خصوص در به اجرا درآوردن آنها نشان مي داد. مثلاً سکانس درخواست مراودة زليخا از يوسف کمی ضعيف کار شده بود. نيازي نبود شيطان به آن نحو در صحنه ظاهر شود. اما صحنه ها و بخش هاي ديگر از سريال مثل ميهماني زنان اشراف، جوان شدن زليخا، خواندن نامة يعقوب توسط يوسف و ... خيلي خوب و تأثيرگذار درآمده بود. موسيقي کار بسيار زيبا، متنوع، تأثيرگذار و نو بود. هر چند گاهي بيش از حد استفاده مي شد. گاهي بيشتر زمان 50 دقيقة يک قسمت، موسيقي را با خود داشت. تيتراژ سريال آش شله قلمکار بود. همه چيز در آن پيدا مي شد. در زمانه اي که خود مقولة عنوان بندي در دنيا يک تخصص بسيار مورد توجه است، مي شد با حساسيت بيشتري تيتراژ اين سريال پربيننده را تهيه کرد. از نظر درون ماية کار نيز چيزي که به شخصه مورد توجه نگارنده قرار گرفت جسارت و ابتکار مطرح کردن بحث بني اسرائيل و يهود بود که سلحشور سعي کرده بود آن را تا حدودي بيان کند. رويکرد منجي گرايانه و روح امام زماني (ع) سريال نيز بسيار قابل تحسين است. هر چند سريال در قسمت هايي نتوانسته بود خود را از اسارت بکار بستن صحنه هايي که با کمال تأسف گاهي سخيف مي نمود رها کند. قسمتهايي که مثلاً زليخا مانند اين فيلمهاي آپارتماني و عشق و عاشقي اين دوران به خاطر شنيدن خبر ازدواج يوسف از حال مي رود و ... اما خارج از بحث ساختاري اثر عواملي مثل زمان پخش بسيار مناسب – جمعه شب ها – و يا پخش بي وقفه در هر هفته و پخش نکردن حتي يک آگهي بازرگاني در تمام 45 قسمت سريال در جذب بيننده بسيار مؤثر بود. حال ديگر از مسائل حاشيه اي اين سريال مثل ربط دادن نحوة حکومتداري يوسف پيامبر (ع) به سلوک مديريتي رئيس جمهور و تبليغاتي خواندن اين سريال از جانب برخي جريانها – که به اعتقاد نگارنده خود تبليغ دوباره و عامل ديگري براي بر زبانها ماندن اين سريال شده بود – مي گذريم. از اينکه کاش حال که مديران تلويزيون در حال هزينه کردن اين 7 ميليارد بودجه بودند کمي بيشتر تأمل مي کردند تا سريال با دقت بيشتري ساخته شود تا ديگر ما شاهد ديالوگ هاي آبکي و سکانس هاي تکراري و بي ربط نبوديم. کاش تصميم مثلاً بر 30 قسمته شدن اين کار گرفته مي شد تا شايد، اثري با ريتم تندتر و جذابيت بيشتري مي ديديم. به هر حال به اعتقاد نگارنده مي شد و به راحتي هم مي شد، بهترين داستان عالم را از اين بهتر، گيرا تر و البته معنوي تر ساخت. اما تجربة سريال يوسف پيامبر (ع) به ما نشان داد که قصّه هاي ديني و قرآني هنوز در ميان مردم ما بيشترين محبوبيت را دارند و اگر موفقيتي هم هست فقط به خاطر خود اين داستانها است هر چند ما انسانها در به تصوير کشيدنشان نقائصي هم داشته باشيم.